همدان­نامه یا بیست گفتار درباره مادستان

روز یکم شهریور، روز پزشک یا روز بزرگداشت ابوعلی سینا، پزشک و فیلسوف نامی ایران است. شاید به بهانه بودن او در خاک همدان، این روز را روز همدان نیز می­خوانند. روز همدان بهانه خوبی است برای آشنایی بیشتر با تاریخ و فرهنگ این کهن دیار، شهری که نخستین تختگاه آریاها خوانده می­شود و امروزه با فرنام « پایتخت تاریخ و تمدن» از آن یاد می­شود.

یکی از کارهای ارزنده­ای که در حوزه همدان­شناسی صورت گرفته است، کتاب «همدان نامه» است که اثری جامع در تاریخ محلی به شمار می­رود.

این کتاب که در پاییز1380 توسط نشر مادستان، در همدان منتشر شده است، نوشته دکتر پرویز «اذکایی» است. نویسنده که درباره تاریخ محلی و همدان­شناسی کتاب­های دیگری نیز دارد که از آن جمله می­توان به فهرست نسخ خطی، کتاب­شناسی همدان، باباطاهر نامه، حکیم الاهی همدان و... اشاره کرد.

همدان نامه پژوهشی است علمی که مخاطب خاص دارد، برخی از گفتارهایی که در این مجموعه گردآوری شده است پیشتر منتشر شده­اند و برخی دیگر برای نخستین بار در این کتاب به چاپ رسیده است. زبان کتاب، به سبب بهره­گیری از واژه­های تخصصی و علمی در حوزه تاریخ و زبان­شناسی، کمی ثقیل است و از آنجا که این اثر برای استفاده اهل تحقیق و دانش­آموختگان به نگارش درآمده است کمتر خواننده عام را جذب می­کند. البته با این وجود بخش­هایی از آن رای این گروه نیز می­تواند مفید و جالب توجه باشد.

همانگونه که از عنوان فرعی کتاب بر­می­آید از بیست گفتار یا مقاله تشکیل شده است که به مباحث تاریخی، جغرافیایی، زبان­شناسی، باستان­شناسی و... می­پردازد. گفتار نخست «جغرافیای همدان» است که مقاله­ای تحقیقی در جفرافیای تاریخی به شمار می­رود. این بخش برای دانشنامه ایرانیکا تدوین شده است و اطلاعات سودمندی درباره جغرافیای همدان در دوره­های گوناگون تاریخ به خواننده می­دهد.

گفتار دوم که خود از هفت بخش تشکیل شده است، به تاریخ همدان باستان می­پردازد. نویسنده ابتدا وجه تسمیه همدان را بیان کرده و با توجه به آشنایی که با مباحث زبان­شناسی دارد به ریشه­یابی این نام پرداخته است. سپس قدمت این دیار کهن را مورد بحث قرار داده و در بررسی پیشینه شهر، نویسنده کمی پیشتر از پایتختی مادها رفته و ابتدا تاریخ این شهر را در دوره کاسی­ها آورده و پس از آن این شهر را به عنوان قلمرو مادها، پارس­ها و پارت­ها معرفی کرده است. در پایان این بخش خواننده با «اهمذان کوستی» با همدان دوره ساسانی آشنا می­شود.

سومین گفتار که در بررسی تاریخ همدان می­تواند ادامه گفتار پیشین تلقی شود، نویسنده به تاریخ همدان در دوران اسلامی می­پردازد و از فتح همدان به وسیله اعراب تا دوره مشروطه را  خلاصه بیان می­کند.

گفتار بعدی که «ولایات ثلاث» نام دارد، خود شامل سه گفتار مجزا درباره تاریخ ملایر، تویسرکان و نهاوند است. «بهار و بوزنجرد» نیز مانند گفتار پیش ابتدا به جغرافیای تاریخی، تسمیه و پیشینه تاریخی بهار می­پردازد و سپس بوزنجرد را که قریه­ای از دهستان «شراء» است، را معرفی کرده و و تاریخ آن را بیان می­کند. واپسین بخش این گفتار به «نسای همدان» می­پردازد. دشتی که درباره آن از هر چه بگذریم، اسب­های معروف دشت نسا را نمی­توانیم نادیده بگیریم. البته شکارگاه­های سرسبز آن که میزبان پادشاهانی بوده که همدان را به عنوان پایتخت تابستانی خود برمی­گزیدند، نیز در تاریخ شهرت زیادی دارد.

نویسنده در گفتار ششم این مجموعه به کوهستان الوند پرداخته، نام­شناسی، تاریخ، مطالعات زمین­شناسی، ادبیات و هرآنچه درباره این کوه و داشته­هایش می­خواهید بدانید، در این نوشته جمع آمده است. پس از پرداختن به «بافت کهن شهر» گفتاری در باستان شناسی همدان، می­خوانید که گزارش کاوش­های گوناگون در این حوزه را دربرمی­گیرد. نویسنده علاوه بر آن گزارش­های مورخان یونانی و اسلامی را نیز آورده است. آنچه در این نوشتار جای تامل دارد، تحلیل­های نویسنده است که در جای جای کتاب جاریست اما در این بخش تحلیل دیدگاه­ها و گزارش­های مورخان یونانی و اسلامی بر غنای هرچه بیشتر مقاله افزوده است.

گفتار نوزدهم کتاب نیز به باستان­شناسی پرداخته و شامل دو گزارش درباره باستان­شناسی همدان است که یکی به قلم «رستم خارگات» هندی و دیگری نوشته باستان­شناس انگلیسی«سیلویا ماتیسون» است. این گزارش­ها را منیژه اذکایی ترجمه کرده است و اطلاعات ارزشمندی از یافته­های باستان­شناسی همدان در خود دارد.

«نبشت خدایان» درباره سنگ­نوشته­های گنج­نامه است. چنانکه شیوه کار نویسنده است، ابتدا آنچه در منابع کهن در این باره یافته را آورده و مورد بررسی قرار داده، سپس به بیان چگونگی پیداشدن و رمزگشایی این یادگار پادشاهان هخامنشی پرداخته­ است. البته افسانه­ها و داستان­های مربوط به آن نیز از دید تیزبین نویسنده پنهان نمانده است.

مقاله «شیر سنگی اکباتان» که نوشته باستان­شناس آلمانی «هانیس لوشه» است را استاد اذکایی ترجمه و تحشیه کرده­اند و به حق حاشیه ای فراتر و کامل­تر از متن، برآن افزوده است. ایشان همچنین روایت­های گوناگون را درباره این شیر بحث­برانگیز از نظر دور نداشته­اند.

نویسنده در گفتار «مزارات همدان» به معرفی بزرگان خفته ددر خاک این دیار دیرپا پرداخته است و با استفاده از علم نسب­شناسی یا تبارشناسی، اطلاعات جامعی درباره آرامگاه امامزاده­های همدان به دست می­دهد، البته گنبد علویان، مزار عین­القضات همدانی، مقبره استر و مردخای و زبیده خاتون نیز در این بخش گنجانده شده است.

پیشینه فرهنگی همدان نیز از بخش­های خواندنی این کتاب است. «زبان کهن همدان» که به یاد احمد تفضلی، یکی از بزرگترین استادان زبان­شناسی نوشته شده است، به پیشینه زبان مردم همدان پرداخته و ریشه آن را در زبان پهلوی جسته است. نمونه این فهلویات را می­توان در دوبیتی­های باباطاهر جستجو کرد که ریشه در زبان باستانی ایران دارد.

نویسنده در دو گفتار به بحث درباره مکتب­های ادبی پرداخته است: یکی «مکتب ادبی قدیم» یا خاندان بنوسلمه و دیگری «مکتب تجدد ادبی» با سبک فاضلخانی.

بخش بعدی که فهرستی از بزرگان و نام­آوران همدان را بردارد، که بی شک برای بسیاری از ما حتی قابل تصور هم نمی­تواند باشد که یک شهر این همه متفکر، شاعر، نویسنده، سیاستمدار و... داشته باشد. استاد اذکایی این فهرست را از پیش از اسلام آغاز کرده و تا دوره معاصر پیش برده است.

در بخش بعدی نویسنده ستایش­ها و نکوهش­هایی که درباره همدان وجود دارد را گردآورده است که البته ستایش­ها درباره عظمت و دیرینگی، زیبایی و خوش آب و هوایی این شهر بیش از نکوهش­هاست.

سفرنامه همدان، نوشته جیمز باکینهام و ترجمه منیژه اذکایی نیز بخشی از این کتاب را به خود اختصاص داده است. باکینهام انگلیسی که در سال 1817 میلادی به همدان سفر کرده است نکات جالبی درباره تاریخ و جغرافیای این شهر ارائه می­دهد و تحلیل­های تامل­برانگیزی از دیده­ها و شنیده­هایش دارد.

واپسین بخش این کتاب «دروازه کاسیان» نام دارد که به تمدن کاسیان پرداخته است. کاسیان اقوام پیش آریایی بودند که قبل از برآمدن مادها، در همدان حکومت داشتند.

نکته جالبی که درباره این کتاب وجود دارد این است که گفتارهای این مجموعه به افرادی تقدیم شده­اند که ممکن است مستقیم یا غیر مستقیم، نقشی در زندگی نویسنده داشته­اند. از اعضای خانواده تا دوستان نویسنده و یا حتی دانشمندانی برای این آب و خاک گامی برداشته­اند، در این کتاب یاد شده­اند و این شاید نشان از قدرشناسی استاد باشد.

پ.ن: این نوشتار در تاریخ2 شهریور ماه 1392 در روزنامه همشهری(همدان) منتشر شده است.