بازی­های گروهی کودکان راهی برای آموزش فعالیت جمعی

پیش از فراگیر شدن رادیو و تلویزیون و پیش از آنکه بازی­های یارانه­ای بعضاً بی محتوا و خشونت­آمیز، ذهن کودکان و نوجوانان را به خود مشغول دارد، کودکانی را در کوی و خیابان می­شد دید که دسته دسته درحال انجام بازی­های گروهی هستند. این بازی­های گروهی علاوه بر جنبۀ  سرگرمی، به سبب تحرک زیادی که فرد در انجام آن داشت نوعی ورزش به شمار می­رفت. کودکان با انجام این بازی­ها تعامل با هم­سالان خود را تمرین می­کردند و فعالیت­های جمعی را می­آموختند.

وسایل بازی

این بازی­ها با وسایل بسیار ساده و ابتدایی مانند سنگ، چوب، طناب، توپ ویا حتی چند عدد گردو انجام می­شد. از آنجا که هدف نهایی این بازی­ها سرگرمی بود، بدون نیاز به زمین مخصوص در هر مکانی قابل اجرا بود. قانون و مقررات دست و پاگیری برای ابزار و وسایل بازی و یا برای فضای بازی وجود نداشت. کودکان ممکن بود در کوچه و خیابان، حیاط خانه، پارک و... دورهم جمع شوند و تاساعت­ها بدون دغدغه و بی توجه به گذر زمان به بازی و تفریح بپردازند.

این بازی­ها ممکن بود در میان گروه­های سنی مختلف با تفاوت­هایی اجرا شود. زیرا انعطاف­پذیری در قوانین قراردادی این بازی­ها سبب می­شد کودکان کم­سال­تر قواعد ساده­تری برای بازی داشته باشند. بدین ترتیب هرچه سن و سال بازی­کنان بالاتر می­رفت ممکن بود دشواری بازی نیز بیشتر شود.

 در هر ناحیۀ آب وهوایی بازی­های گوناگون متناسب باهمان منطقه وجود داشت که در فصل گرما و سرما به فراخور زمان بعضی از قواعد بازی هم تغییر می­کرد. برخی از این بازی­ها بیشتر در زمستان­ها که مردم کم مشغله­تر بودند، در فضاهای آرامی چون کنار کرسی انجام می­شد. این بازی­ها مانند مشاعره، دوز و... اغلب نیاز به اندیشیدن و تفکر داشت.

اوسّای بازی

اما بازی­های گروهی معمولاً در فضای باز و با تعداد بالای بازیکنان انجام می­شد، از قواعد کلی این بازی­ها این بود که یک نفر به نام «اوسّا» (سرگروه) رهبری بازی را به عهده داشت. چنانچه بازی رقابتی میان دو گروه بود هر گروه یک اوسّا داشت. او وظیفه داشت از میان بازیکنان یارگیری کند و تا حدودی به اجرای صحیح قواعد بازی نظارت داشته باشد. در صورتی که اختلافی بین دو گروه به وجود می­آمد، بیشتر اوسّاهای بازی در حل اختلاف می­کوشیدند و سعی می­کردند از درگیری و نزاع میان بازیکنان جلوگیری کنند.

پِشک انداختن

پیش از آغاز بازی، دو گروه باید بر سر مقررات بازی و همچنین آغازکننده بازی به توافق می­رسیدند. برای روشن شدن این مسأله راه­های گوناگونی وجود داشت که یکی از رایج ترین این شیوه­ها، «پِشک انداختن » بود. به این ترتیب که بازیکنان یک دست خود را در پشتشان پنهان می­کردند. پش از شمارش 1-3 هر کس به دلخواه، چند انگشت خود را نمایان می­کرد، اوسّای بازی انگشتان همه را می­شمرد ، بازیکنان را که دایره­وار ایستاده بودند شروع به شمارش می­کرد تا به عدد مورد نظر برسد. این فرد آغازگر بازی بود. شیوۀ دیگر شیر یا خط انداختن بود که میان دو اوسّا انجام می­شد.

نقطۀ مشترک در بازی­های گروهی مجازات فرد یا گروه بازنده بود، این مجازات نیز بستگی به قراردادهای بازی داشت. معمولاً کولی گرفتن از بازنده بسیار پرطرفدار بود. در برخی مناطق این کار را «داغ گرفتن» می­نامیدند و گروه بازنده ناچار بود تن به مجازات دهد.

در اینجا به چند نمونه از بازی­های گروهی استان همدان اشاره می­شود. همانگونه که پیشتر اشاره شد ممکن است این بازی­ها در دیگر نواحی نیز مرسوم باشند اما در جزئیات متفاوتند:

اتیلما قریش

این بازی که در روستاهای ترک نشین همدان به این نام خوانده می­شود،به این ترتیب است که دوتن از بازیکنان روبه روی هم می­نشینند و کف پای خود را به هم می­چسبانند تا مانعی بسازند برای پرش بازیکنان دیگر، این مانع در هر مرحله بلندتر می­شود و پریدن از روی آن دشوارتر، بازیکنان به نوبت از روی آن می­پرند تا زمانی که یکی از بازیکنان به مانع برخورد کند و نتواند به راحتی بپرد، او از بازی حذف می­شود و برنده بازی کسی است که تا پایان بازی بدون خطا از روی موانع بپرد.

قلعه به قلعه

استاد پرویز اذکایی در کتاب « فرهنگ مردم همدان» از این بازی به نام«گرگ بازی» یاد کرده­اند. این بازی در زمین بزرگی که به دو قسمت تقسیم شده بود و در هریک از زمین­ها فضایی به نام قلعه مشخص شده بود، انجام می­شد. بازیکنان به دو گروه  تقسیم می­شدند. هر گروه دو نفر را به نگهبانی قلعه گمارده و تلاش می­کرد نفرات گروه مقابل را دستگیر کرده و به داخل قلعۀ خود بیاورد. هم گروهی­های اسیران تلاش می­کردند آنها را از قلعۀ رقیب نجات دهند و نگهبانان از رهایی آنها جلوگیری می­کردند. اگر دست اسیران به دست یارانشان می­رسید آنها از قلعۀ دشمن رها می­شدند و به بازی بازمی­گشتند. هر گروهی که زودتر موفق می­شد تمام بازیکنان گروه مقابل را دستگیر کند پیروز میدان بود.

این بازی گاهی به شیوه­ای کمی متفاوت­ اجرا می­شد، بدین ترتیب که به قید قرعه ( پشک انداختن) یکی از گروه­ها گرگ می­شد و تنها این گروه بود که بازیکنان گروه مقابل را دستگیر می­کرد. پس از اینکه تمام افراد را به قلعه خود می­کشاندند گروه مقابل گرگ می­شد و همین روند تکرار می­شد.

یه قل دوقل

بازی­های گروهی که با این شیوه ها انجام می­شد سبب تخیله هیجان کودکان نیز می­شد.از سوی دیگر آنها گاهی نوآوری­هایی در بازی نشان می­دادند که سبب رشد خلاقیت و اندیشه می­شد. اما بازی­های گروهی دیگری هم بود که کمتر نیاز به تحرک داشت. یکی از این نوع بازی­ها یه قل دوقل بود که در مناطق مختلف نام­ متفاوتی داشت؛ مثلاً در برخی نواحی آن را «پنج ریگه» یا«پنجیکه» می­گفتند و در روستاهای ترک نشین همدان «داش قمچی» خوانده می­شد. این بازی با پنج سنگ کوچک گرد انجام می­شد. این بازی تا چند دهه پیش بسیار پرطرفدار بود و بیشتر دختربچه­ها به آن توجه نشان می­دادند. برای آشنایی با بازی­های بومی همدان کتاب «فرهنگ مردم همدان» منبع بسیارخواندنی و جالبی­ است.

در این کتاب علاوه بر توضیح مفصلی که دربارۀ بازی «چند ریگه» آمده است، شیوۀ چند بازی دیگر نیز با بیانی شیرین نوشته شده است که خواندن آن فراتر از آگاهی شاید تک تک ما را به روزگار کودکی و بازی «مشک ودوغ»، «قایم قایمکی »، «بزن و بدو » و... ببرد و خاطرات کودکیمان  را بار دیگر به یاد آوریم.

  پ.ن: این نوشتار در روز چهارشنبه، 26تیرماه 1392 در روزنامۀ همشهری(همدان) منتشر شده است.