ماه رمضان و برخی آیین­های مرتبط با آن با ورود اسلام به ایران وارد شد و به زودی فرهنگ ایرانی پرباری آن را احاطه کرد و آیین­های این ماه را در ایران، بسیار متفاوت و متمایز با دیگر کشورهای اسلامی گردانید. دگرپذیری فرهنگ ایران سبب شد با فرهنگ اسلامی به تعامل بپردازد و کمتر راه مقابله و ستیز را پیش گیرد. ایرانیان که در زمان ورود اسلام به ایران، یکتاپرست بودند و آداب مذهبی دین زرتشت را انجام می­دادند اصول اسلام را پذیرفتند و با ایرانیزه کردن دین جدید، مذهب تشیع را به جهانیان عرضه کردند.

جشن­گونگی این ماه سبب شده است که ماه مهمانی خدا، واقعا مانند یک مهمانی و جشن همگانی برگزار شود و آیین­های ویژۀ این ماه با شادی و سرور همراه باشد. البته این آیین­ها با وجودی که در سطح ملی و به صورت یک­پارچه برگزار می­شوند ولی مانند دیگر جشن­ها و آیین­های ملی و مذهبی در شهرها و روستاهای مختلف ایرانزمین با آداب و رسوم ویژه­ای همراه است. البته در نقاط مختلف این آیین­ها شباهت­هایی به هم دارند ولی در جزئیات تفاوت­های زیادی مشاهده می­شود.

آیین­های برای استقبال از ماه رمضان

در گذشته چند روز مانده به آغاز ماه رمضان، مردم با گردگیری و شستن فرش­ها، به خانه تکانی و نظافت می­پرداختند. در روستاها که معمولا دیوارها کاهگلی بود با گچ و تکه پارچه­ای دیوارها را سفید می­کردند. زنان پس از پاک کردن خانه و کاشانۀ خود به سراغ اماکن عمومی و به ویژه مساجد می­رفتند و با همیاری آنجا را غبار روبی می­کردند.

زنان چند روز مانده به آغاز ماه رمضان، برای آرایش و پیرایش خود مشاطه­گر به خانه می­آوردند و سپس به دست و پای خود حنا می­بستند، افراد مسن­تر موهای خود را نیز به حنا مزین می­کردند و معتقد بودند اگر به آراستگی ظاهری خویش توجه نکنند خداوند اعمال آنها را نخواهد پذیرفت. حمام­های عمومی نیز در این روزها بسیار شلوغ بود. می­توان گفت بجز نوروز شلوغ­ترین دوره برای حمامی­ها همین روزها بود، چرا که زنان و مردان معتقد بودند در روزهای روزه داری نمی­توان زمان زیادی را برای شست و شو اختصاص داد زیرا ممکن است روزۀ آنها دچار اشکال شود. به همین سبب پیش از نخستین روز صیام ساعت­ها به شست و شوی تن و لباس خود می­پرداختند تا برای مهمانی خدا کاملاً مهیا شوند.

از دیگر آیین­های پسندیده­ای که پیش از آغاز ماه رمضان انجام می­شد، آشتی­کنان بود. کسانی که باهم قهر بودند و از یکدیگر کینه­ای به دل داشتند، با وساطت بزرگترها کدورت از دل می­زدودند.

چگونگی بیدار شدن برای سحر

با آغاز ماه رمضان یکی از دغدغه­های مردم بیدار شدن برای سحر بود. یکی از شیوه­های رایج استفاده از طبل و نقاره و یا شیپور بود، برای این منظور معمولاً کسی از طرف حکومت مسئول این کار می­شد.البته در برخی شهرها نیز توپ در کردن شیوۀ رایجی بود.

در شهرهای کوچک و روستاها،جارچی وظیفه بیدار کردن مردم را به عهده داشت. او فرد خوش­ صدایی ­بود که با خواندن مناجات و اشعاری متناسب با این ماه مردم را به بیداری فرامی­خواند.

گاهی برخی از مردم نذر می­کردند که اگر آرزویشان برآورده شود مثلاً 7 خانواده را برای سحر بیدار کنند. آنها به این منظور در خانۀ همسایه­ها را می­زدند و به آنها بشارت سحر را می­دادند.

هدیه دادن به عروس و دامادها

یکی از آیین­های جالبی که در گذشته در شهرها و روستاهای همدان وجود داشته ولی امروزه کمتر شاهد آنیم، بردن افطاری و هدیه برای عروس و دامادها بود. داماد قبل از برگزاری جشن عروسی، در یکی از شب­های ابتدایی ماه رمضان هدایایی می­خرید و به خانۀ پدرزن آینده­اش می­برد. این هدیه ممکن بود یک تکه پارچه یا لباس و یا یک قطعه طلا باشد. علاوه بر آن خانوادۀ داماد، وسایل و خوراک­هایی را به عنوان افطار به خانۀ عروس می­فرستادند. افطار عروس شامل میوه­های نوبرانه و فصلی، شیرینی، برنج، مرغ، روغن و البته نان­های خانگی مانند فطیر و تخم­ مرغ­ رنگی بود. در بعضی از خانواده­های ثروتمندتر بردن غذاهای پخته مانند انواع پلوها نیز مرسوم بود.

خانوادۀ عروس نیز متقابلاً هدایایی به داماد و خانوادۀ او می­دادند.این هدیه ممکن بود پیراهن یا پارچۀ پیراهنی یا جوراب و شال­گردن پشمی  باشد که معمولاً هنر دست عروس بود، و در زمستان­های سرد همدان بسیار پرکاربرد بود.

این آیین پس از برگزاری جشن ازدواج هم به گونه­ای دیگر اجرا می­شد. به این ترتیب که خانوادۀ عروس  برای دخترشان که به تازگی به خانۀ بخت رفته بود، هدایایی می­بردند که شامل یک تکه پارچه برای عروس و یک پیراهن برای داماد و خوراکی­هایی به عنوان افطار بود.

خانوادۀ عروس و داماد در طول ماه رمضان چند بار همدیگر را برای افطاری به خانۀ خود دعوت می­کردند. در میهمانی نخست خانوادۀ عروس به داماد جانماز و خانوادۀ داماد به عروس، چادر نماز یا پارچه­ای مناسب چادر هدیه می­دادند.

آداب و رسوم ویژه عید فطر

شب عید فطر هم خانوادۀ داماد برای عروس عیدی می­بردند که شامل لباس و پارچه یا طلا بود. اینبار کمتر از افطار خوراکی می­بردند، اما تخم مرغ رنگی و فطیر یا نان روغنی جزء جدانشدنی این مراسم بود که بجز جشن نوروز تنها در ماه رمضان و عید فطر تهیه می­شد. در برخی از روستاهای همدان اقوام نزدیک داماد نیز در این مراسم شرکت جسته و برای عروس تازۀ فامیل عیدانه می­بردند.

در روز عید فطر هم مانند نوروز و دیگر جشن­های ملی مردم به دید و بازدید می­پرداختند و این روز را در کنار بزرگترهای خانواده و فامیل جشن می­گرفتند. عیدی دادن بزرگترها به کوچکترها و به ویژه کودکان، نیز مرسوم بود.

از دیگر آیین­هایی که در این ماه انجام می­شد شب نشینی­هایی بود معمولاً با هدف خاصی انجام می­شد. در برخی روستاها مردم به خانه کسانی­ می­رفتند که تازه عزیزی را از دست داده­اند و ضمن دلجویی از آنها از مشکلات آنها پرس و جو می­کردند تا اگر کمبودی دارند به آنها کمک کنند.

در ماه رمضان روز و شب بیست و هفتم ماه از اهمیت ویژه­ای برخوردار بود. زیرا مردم معتقد بودند در این شب ابن ملجم کشته شده است و به همین سبب به شادی و جشن می­پرداختند. این جشن با آیین­های خاصی همراه بود. خوراک­ها و شیرینی­هایی که برای این شب می­پختند با دیگر شب­های ماه رمضان کمی متفاوت بود و برخی از مردم می­کوشیدند بهترین غذاهای خود را برای این جشن نگهدارند.

آنچه در این نوشتار آمد تنها گوشه­ای از آداب و رسوم و آیین­هایی است که در روزهای روزه داری انجام می­شدند و البته آیین­هایی است که در منابع مختلف ثبت شده  و یا در ذهن افراد مسن جاودان شده، بی شک آیین­های بسیاری چشم براه ضبط و ثبت هستند.

پ.ن:این نوشتار در تاریخ 25تیرماه 1392 در روزنامۀ همشهری(همدان) منتشر شده است.