شست و شوی تن و حمام کردن در فرهنگ ایرانیان سابقه­ای کهن دارد، چنان­که از بقایای حمام در تخت جمشید بر­می آید در روزگار هخامنشیان مردم ایران یا دست کم خاندان سلطنتی از حمام استفاده می­کردند. از دوره های مختلف تاریخی نشانه­هایی مبنی بر استفاده از گرمابه وجود دارد اما شاید بتوان گفت قدیمی­ترین حمام­هایی که تا چند دهه پیش مورد استفاده قرار می­گرفت از روزگار قاجار بر جا مانده است، مانند حمام قلعه(محله قاشق­تراشان،ابتدای خ شریعتی)، حمام حاج آقاتراب (واقع درمحله علی آباد نهاوند) و حمام بلور ایمانی(واقع در خ شهید طلوعی ملایر) که هر سه از گرمابه­های مجلل کهن در استان همدان هستند.

البته حمام­های تنها جایی برای زدودن شوخ از تن نبوده ­اند، بلکه جایی برای دیدارهای هفتگی نیز بوده ، چرا که مردم معمولاً هفته­ای یک بار به مدت چندساعت به حمام می­رفتند و در این چند ساعت ممکن بود بسیاری از دوستان و آشنایان را ببینند و از احوال آنها آگاه شوند. این تعاملات گاه بسیار پر رنگ بود، مادرانی که پسران مجرد داشتند گاهی در حمام عروس آینده خود را می­پسندیدند و با برانداز کردن دختران دم بخت، می­کوشیدند دختر بی عیب و نقصی برای فرزند خود برگزینند. در برخی موارد حتی، حمام­ها جایی برای دیدارها و گفتگوهای مهم سیاسی بود. اما به مرور با ورود حمام­ها به خانه این نقش بسیار کم­رنگ شد و کم کم به بوتۀ فراموشی سپرده شد.

معمولاً در هر کوی و محله­ای یک حمام­ عمومی ساخته می­شد که از بناهای مهم شهری به شمار می­رفت. حمام  از قسمت­های مختلفی  چون یک هشتی ورودی،، سرد خانه یا رختکن با سکوهایی به نام «بینه»، گرمخانه و... تشکیل می­شد. در برخی حمام­ها جایی به نام خلوتی برای زایمان زنان تعبیه می­شد تا زنان بتوانند با نشستن بر روی زمین گرم حمام و استفاده از آب گرم بچۀ خود را راحت­تر به دنیا بیاورند و کمتر درد زایمان را تحمل کنند.

 در حمام­ها چندین نفرمشغول به کار بودند که از آن جمله می­توان به تونتاب، استاد حمامی، جامه دار، دلاک، پادو و مشتمالچی اشاره کرد.

حمام رفتن زنان و مردان زمان و آداب خاصی داشت، حمام معمولاً، پیش از طلوع آفتاب تا چند ساعت اولیه روز به مردان اختصاص داشت  و زنان از صبح تا چند ساعت از ظهر گذشته می­توانستند به حمام بروند. افرادی که وارد حمام می­شدند جهت احترام و تواضع نسبت به حاضران، ابتدا- پیش از آغاز شست و شوی تن خود- ظرفی پر از آب کرده و بر سر و شانۀ آنها می­ریختند حتی گاهی فرد برای احترام بیشتر به دوستان و آشنایان خود، با لیف یا کیسه پشت آنها را می­شست.

ممکن بود در مناسبت­های گوناگونی مردم به صورت گروهی به گرمابه بروند، که در صورت ثروتمند و مرفه بودن این افراد حمام را برای آنها قرق می­کردند. یکی از این مناسبت­ها زایمان بود، «حمام زایمان» معمولاً در هفتمین روز به دنیا آمدن نوزاد انجام می­شد و مادر، نوزاد و چند تن از اقوام زن و مرد به حمام می­رفتند.  زائو را بر سکویی می­نشاندند تا عرق کند و همراهان او با تشت و طاس و مشربه در اطراف او گرد آمده و ضرب گرفته و ترانه می­خواندند. آنها برای رفع گرسنگی و تشنگی خود چند نوع شربت و میوۀ خنک به حمام ­می­بردند چرا که ممکن بود چندین ساعت در آنجا بمانند. در هنگام ظهر که زائو و نوزاد را به خانه می­بردند، به عنوان شیرینی مقدم نورسیده، استاد حمامی و دلاک را نیز برای نهار به خانه آنها دعوت می­کردند و تا ساعتی در آنجا به شادی و سرور می­پرداختند.

 از دیگر مناسبت­هایی که حمام را به جایی برای شادی و جشن بدل می­کرد عروسی بود.  صبح روز عروسی، عروس و داماد و همراهانشان، که در شب گذشته دست و پای خود را حنا بسته­ بودند هر یک جداگانه به حمام می رفتند .که این حمام با آئین­های بسیاری همراه بود.  داماد با ساقدوش­ها و چند تن از اقوام و دوستان راهی حمام ­می­شدند .نوازندگان ساز و دهل نیز پیشاپیش آنها می­رفتند و با صدای سرنا و دهل آنان را همراهی می­کردند. نوازندگان تا بیرون آمدن داماد با رخت نو دامادی از حمام، بر در حمام ایستاده و می­نواختند، هنوز در برخی روستاهای همدان، خواهران و اقوام نزدیک داماد یک سینی حاوی میوه، شربت، شیرینی، نقل و آینه و... به در حمام برده و با رقص و شادی منظر داماد می­شوند تا با خوردن شربت و شیرینی خستگی خود را رفع کرده و خود را خنک کند.

عروس نیز با ساق­دوشها و چند دختر دم بخت راهی حمام می­شدند. معمولاً نوازندگان با آنها نمی­رفتند. اما برای عروس نیز شربت و شیرینی می­بردند و او را بزک کرده و برای رفتن به خانه داماد آماده­ می­کردند . در گذشته­های دورتر مشاطه­گر نیز با عروس به حمام می­رفت و او را آرایش می­کرد.

از دیگر حمام­های شادی می­توان به «حمام عافیت» و «حمام تشرّف» اشاره کرد. در گذشته کسانی که یک دورۀ سخت  و طولانی بیماری را پشت سرگذاشته بودند پس ازاینکه سلامتی خود را باز می­یافتند به حمام رفته و آخرین ذره­های درد و رنج را از تن می­شستند. همچنین کسانی که عازم سفرهای زیارتی بودند ، پیش از آغاز سفر به حمام می­رفتند تا ضمن شست و شو از حاضران در حمام نیز حلالیت بطلبند.

اما همۀ حمام­ها برای شادمانی نبود گاهی نیز مردم برای زدودن گرد غم از تن دسته جمعی به حمام می­رفتند. در برخی روستاهای همدان نشانه­هایی از این رسم نسبتاً کهن به چشم می­خورد. وقتی خانواده­ای عزیزی را از دست می­دادند هفت روز پس از درگذشت او، اقوام و آشنایان با احترام خانواده و بازماندگان او را به حمام می­بردند و آینه می­گرداندند تا هر کس که می­خواهد ریش خود را بتراشد، زنان نیز در حمام،ظرفی حنا در میان خانواده او می­گرداندند تا بازماندگانش را از عزا درآورند.

 به هر روی این گرمابه­ها جایی برای تعامل و یکدلی بیشتر بودند اما با راه یافتن حمام به خانه­ها و کم­رنگ تر شدن نقش حمام­های عمومی کم کم آیین­ها و آداب حمام نیز به دست فراموشی سپرده می­شود، حال آنکه تک تک این آداب و رسوم میراث معنوی این  سرزمین هستند که حتی اگر در میان مردم جاری نباشد باید بکوشیم تا در یاد و خاطره جمعی مردم باقی بماند.

پ.ن: این نوشتار در روز دوشنبه 17تیرماه 1392 در روزنامه همشهری منتشر شده است.