یا مرگ یا تجدد

دفتری در شعر و ادب مشروطه

 نویسنده: ماشاءالله آجودانی

  چاپ سوم:بهار1385

   نشراختران- تهران

"یامرگ یا تجدد" عنوان دومین کتابی است که از ماشاءالله آجودانی درباره ایران روزگار مشروطه به چاپ رسیده است. نخستین کار ایشان کتاب "مشروطه ایرانی و پیش زمینه های ولایت فقیه" بود که با  دید نویی که به مشروطه داشت توانست توجه جامعه علمی را به خود معطوف کند.

عنوان کتاب برگرفته از این شعر بهار است:

" یا مرگ یا تجدد و اصلاح            راهی جز این دو پیش وطن نیست

ایران کهن شده است سراپای           درمانش جز به تازه شدن نیست "

همانگونه که در پیشگفتار اشاره شده این کتاب در واقع مجموعه مقالاتی است که در هجده سال گذشته به چاپ رسیده است و با اندکی "جرح و تعدیل" در این دفتر"جمع و جور" در دسترس خوانندگان قرار گرفته است.

مقدمه ای طولانی اما خواندنی، خواننده را آرام آرام وارد بحث می کند. البته این مقدمه شاید در توضیح مقالات نوشته شده است ولی نویسنده کم وبیش به مباحث عام تری مانند معنای "مشروطه" نیز پرداخته و این واژه را ریشه یابی کرده است. در بیان مفهوم "آزادی" با آوردن نمونه هایی از اشعار فرخی و بهار ، به تفاوت نگاه این دو شاعر هم دوره به مفهوم آزادی اشاره کرده و آزادی فرخی را "آزادی توده ای و طبقاتی" می خواند و آزادی مورد نر بهار را مترادف با "استقلال ایران" می داند.

آجودانی در این مقدمه تفاوت های روشنفکران وکوشندگان فرهنگی وسیاسی را بیان کرده و معتقد است در قرن نوزدهم در ایران کوشندگان فرهنگی و سیاسی وجود داشتند و نه روشنفکران. وی درباره مفهوم دولت و ملت در غرب و سرزمین کهنی مثل ایران نیز بحث کوتاهی دارد.

فصل نخست کتاب که " پیش زمینه ها و نظریه ها" نام دارد از چهارمقاله تشکیل شده است:

پیش ‏زمینه‏های ادب مشروطه

نظریه‏ پردازان نوآور درادبیات مشروطه

روشنفکر: مشروطیت وامروز

عشقی: نظریه‏ها و نوآوری‏ها

نویسنده در" پیش ‏زمینه‏های ادب مشروطه " ابتدا به ارائه تعریفی از ادب مشروطه پرداخته و معتقد است ادب مشروطه از 25سال پایانی حکومت ناصری آرام آرام شکل گرفته است و در جریان نهضت مشروطه و پس از استقرار مشروطیت به هم آهنگی و  یکپارچگی رسیده است.

وی با اشاره ای به تحولات تاریخی و سیاسی جهان وایران، به آغاز تحولات فرهنگی در ایران می پردازد که پس از تأسیس دارالفنون با ترجمه آثار غربی آغاز می شود و به خلق آثار ماندگاری چون آثار میرزا فتحعلی آخوندزاده،ملکم، میرزاآقاخان کرمانی و ... می انجامد.

از سوی دیگر درادبیات این دوره ورود احساسات ناسیونالیستی را به ویژه در نوشته های جلال الدین میرزای قاجار، که توجه خاصی به سره نویسی داشته ، می توان مشاهده کرد.

آجودانی در نثرنویسی این دوره به تلاش های افرادی چون رضاقلی خان هدایت،محمد حسن خان اعتماد السلطنه ، محمد طاهر میرزا قاجار، ملکم، آخوندزاده  و دیگران پرداخته و طالبوف تبریزی را پرکارترین نویسنده اواخر دوره ناصری معرفی می کند واو را از بنیانگذاران نثر جدید فارسی می داند. در بررسی شعر پیش از مشروطه نیز به شاعران "دوره بازگشت" اشاره می کند و از منظومه میرزا آقاخان کرمانی " به دلیل درون مایه های مشروطه خواهی آن و به دلیل پاره ای نوآوری ها در لفظ – هرچند محدود - به عنوان نخستین نمونه شعر مشروطه " یاد می کند. (ص80)

نظریه ‏پردازان نوآور درادبیات مشروطه

در این بخش نویسنده از آخوندزاده، میرزا آقاخان، ملکم، طالبوف و زین العابدین مراغه ای یاد کرده و معتقد است : آنها آغازگر ساده نویسی بوده اند و تلاش کرده اند زبان نوشتار را به زبان مردم نزدیک کنند. آخوندزاده که  طرفدار رآلیسم بوده -  البته نه در معنای کامل غربی آن- مردم را به نوعی واقع گرایی فراخوانده است که "بر اساس آن شعر می بایست در نهایت ،با حقیقت زندگی و طبیعت مخالف نباشد ،و در جهت تکامل بشر به کار گرفته شود. (ص94)

وی میرزاآقاخان  را برجسته ترین نظریه پرداز این دوره می داند که " تئوری ادب انقلاب مشروطه و مباحث نظری آن را به طور منظم تدوین کرده " (ص106) است.

روشنفکر:مشروطیت وامروز

آجودانی در این نوشتار به نقدی معتدل از مقاله داریوش آشوری با عنوان"ظاهر و باطن تجربه تاریخی ما در رویارویی با غرب" که در سال 1370 در مجله فصل کتاب منتشر شده است، می پردازد و در بیان تناقض بین حرف و عمل روشنفکران دوره قاجار بخشی از نامه ی میرزا آقاخان کرمانی به ملکم را نقل می کند که در آن درباره ورود روحانیان به امور سیاسی می نویسد :" اگرهر یک از ذوات محترم دوماه در امور سیاسی داخل شوند ،هریکی به مراتب با این استعداد طبیعی و فضیلت و کمالات شخصی ، از پرنس بیسمارک و سالیسبوری هم گوی سبقت خواهند ربود.." (121)

نویسنده این مساله را طنزی تلخ میخواند چرا که میرزاآقاخان " برجسته ترین تدوین کننده ی اندیشه ناسیونالیسم ایرانی" بوده است و در مقام نظر سخت ترین انتقادها را از اسلام و تشیع به عنوان دین و آیین عربی و از روحانیان شیعه به دست داده است و آن مجموعه را در مجموع عامل اصلی تباهی و انحطاط ایران و تاریخ معرفی کرده است.. "(ص119)

عشقی: نظریه‏ها و نوآوری‏ها

آجودانی میرزاده عشقی را شاعری نوآور می داند که  تلاش نیما شاید موازی تلاش های خلاقانه اوست که در پی میرزاآقاخان و دیگران صورت گرفته است :" با همه خامی ها و کاستی هایی که در میراث شعری او به چشم می آید باز نوآورترین و – اگر بتوان چنین تعبیری را به کار برد – «معاصرترین» شاعر عصرش همو بوده است که آگاهانه  و با تلاشی خستگی ناپذیر در عمر کوتاه خود، پیوسته در جستجوی یافتن زبان تازه ای در شعر بوده است... (ص133)

فصل دوم این کتاب که به تحول سبک اختصاص دارد، خود به دو بخش تقسیم می شود :

شعرمشروطه و زمینه‏های تاریخی تحول ادب مشروطه

 ترکیب‏آفرینی و ارتباط آن با فرهنگ شاعران

شعرمشروطه و زمینه‏های تاریخی تحول ادب مشروطه

نویسنده در این مقاله با توجه به علل، زمینه ها و ضرورت های تاریخی به وجود آمدن شعر مشروطه می کوشد عمده ترین ویژگی های ظاهری و محتوایی آن را بررسی کند.وی از ایران دوره قاجار و زمینه های توجه به ساده نویسی در نثر این دوره می نویسد و مبارزه با استعمار خارجی و استبداد داخلی و شرایط نگران کننده ایران را شوندی برای توجه نویسندگان و شاعران به مفاهیم جدید می داند :" وضعیت نوین زبان تازه و جانداری را چه در شعر و چه نثر طلب می کرد. زبان  تازه ای که می بایست به سادگی اساسی ترین و فوری ترین پیام های سیاسی و اجتماعی را، آن گونه که مردم دریابند با آنها در میان نهد تا مردم را بر ضد استبداد داخلی و استعمار خارجی برانگیزد." ( ص155)

این دگرگونی ها در شعر هم به وجود می آید و کسانی چون عشقی و عارف  و نسیم شمال تلاش می کنند زبان شعر را نیز به ززبان کوچه و بازار نزدیک کنند و باکاربرد زبان و مفاهیم نو و دگرگونی های ظاهری در قالب های شعری، سبکی نو در ادبیات به وجود آورند. درمحتوای شعر مشروطه به ناسیونالیسم و گذشته ایران توجه می شود و شاعران " با مرور افتخارات گذشته ی ایران و نشان دادن اقتدار ملت ایران در عرصه پهناور تاریخ و تذکر به موقع عظمت گذشته، در پی آن بودند تا احساسات مردم را علیه نفوذ بیگانگان و دست نشاندگان داخلی شان برانگیزند..." (171)

در کنار طرح اندیشه اتحاد اسلامی که حتی شاعران غیرمذهبی چون عارف و عشقی را نیز با خود همراه می کند، دیگر ویژگی شعر مشروطه آن است که شعر به خدمت مردم در می آید: "شعر رنگ تند اجتماعی به خود می گیرد و به نوعی واقع گرایی نزدیک می شود. "(182)

ترکیب‏آفرینی و ارتباط آن با فرهنگ شاعران

این مقاله که موضوع آن از بحث های جالب در جامعه شناسی ادبیات است ،نویسنده با استفاده از دایره واژگان و ترکیب هایی که هر شاعر به کاربرده است تلاش می کند خلقیات و تعلقلت ذهنی آنها را مورد بررسی قرار داده و به شناخت دید و نگرش هنری و جهان بینی آنها نیز پی ببرد.

فصل سوم کتاب به مضمون ها و  درون مایه ها  می پردازد بحثی محتوایی را پی می گیرد. این فصل دو مقاله جالب و خواندنی دارد:

 درونمایه‏های شعر مشروطه (ناسیونالیسم و تجدد)

  تابلوی مریم

نویسنده درابتدای این مقاله بحث نسبتاً مفصلی را درباره مفهوم کهن وطن ومفهوم نویی که در دوره ناصری تحت تاثیر اندیشه های غربی و به ایران راه یافت ، آغاز می کند و می نویسد: "وطن بزرگترین مایه الهام شاعران این دوره است.اگر دواوین شعرای این دوره یا روزنامه های این زمان را بگشاییم کمتر صفحه ای است که به نوعی در آن با مفهوم جدید وطن آشنا نشویم.تأثیرگذاری و شورانگیزی این نوع سروده ها ، دست مایه ای بوده است برای برانگیختن احساسات ملی و ضد استعماری مردم." (ص226)

وی پس از ذکر نمونه های از وطنیه های این دوره به طور خاص به دو شعر "رستاخیز شهریاران ایران" و "کفن سیاه" از میرزاده عشقی می  پردازد. ناسیونالیسم درشعر او در معنای غربی آن به کار رفته است ،از نوع وطن پرستی خالص ایرانی  دور از رنگ و بوی ایرانی – اسلامی که البته گاه رنگ شووینیزم به خود می گیرد.

مفهوم دیگری که آجودانی به آن توجه کرده "آزادی" است. این مفهوم نیز جدید به نظر می آید و گویا با ظهور مشروطه در این معنا(قانون و استقلال) به کار گرفته شده است. وی به بحث حجاب و آزادی زن را از مظاهر آزادی می داند که در شعر این دوره به ویژه در آثار عارف و ایرج نمودی بارز دارد.

اخذ علم و مدنیت غربی ، توجه به نوعی اندیشه های سوسیالیتی  و اندیشه رفرم و اصلاح در آداب وسنن مذهب و حتی باورهای مذهبی نیز از درونمایه های شعر مشروطه است .

  تابلوی مریم

این مقاله حاصل تلاشی است در جهت نوعی خواندن و باهم خواندن تاریخ و ادبیات یک دوره (ص255) و به حق خوانش خوبی است از ایده آلی که عشقی در زمان سردارسپه در بیان دیدگاه خود برای ایجاد حکومت مرکزی مقتدر سروده است و شکست مشروطه را به تصویر کشیده است.

فصل پایانی کتاب که مشروطیت و تحقیقات جدید نام دارد به مقاله ای با عنوان "قزوینی و بدفهمی های روزگار ما" اختصاص دارد.  آجودانی در این نوشتار بر آن است که با نمودن افراط و تفریط هایی که در داوری علامه قزوینی و آثار او وجود دارد به دور از این بدفهمی ها درباره او بنویسد. نکته جالبی که در مقدمه مقاله بدان اشاره شده این است که " نقد ما بیش از آنکه متوجه «سنت» باشد، باید متوجه «تجدد» ما گردد.یعنی بدون نقد اصولی و همه جانبه از «تجدد» نمی توان به نقد «سنت» نشست.چرا که بسیاری از بدفهمی ها و بی تعادلی های ما درباره گذشته و حال ما، ساخته و پرداخته ی تجدد ماست. نقد «سنت» را باید با نقد «تجدد» در هم آمیخت."( ص273)

این کتاب که در حوزه ادب مشروطه از کتاب های قابل تکیه است به کمک جامعه شناسی ادبیات با دیدی نو نوشته شده است. شاید بتوان یکی از شوندهای توفیق این اثر راتسلط نویسنده بر موضوع دانست ،چرا که آجودانی دکتری خود را در رشته ادبیات از دانشگاه تهران دریافت کرده است و همانگونه که در مقدمه اشاره می کند برخی مقالات این کتاب بخش هایی از پایان نامه دکتری اوست که با عنوان"بررسی انتقادی اسلوب های شعر مشروطه" با راهنمایی استاد شفیعی کدکنی ،نوشته است. از سوی دیگر او درحوزه تاریخ مشروطه و تاریخنگاری این دوره نیز صاحب نظر است چرا که با کتاب مانای "مشروطه ایرانی " در این حوزه روزنی نو گشوده است.  این کتاب که توجه زیادی را در محافل علمی به خود جلب کرد نمونه ای از نگاه بی طرفانه- وشاید تقریبا بی طرفانه -  به تاریخ ایران است.

تک تک مقاله های کتاب یا مرگ یا تجدد حاوی دیدگاه های خاص و به عبارت بهتر نو نویسنده است که می توان گفت بسیارعلمی و بی طرفانه نوشته شده است. برخی مقالات نیز با دیدی نو نوشته شده است و می تواند راهگشای پژوهش های بعدی باشد مانند مقاله "ترکیب‏آفرینی و ارتباط آن با فرهنگ شاعران".

گرچه  در بخش هایی از این کتاب مطالب تکراری به چشم می خورد و بیشتر این تکرارها مربوط به "میرزا آقاخان کرمانی" و تجدد خواهی اوست! (مانند ص78وصص130و131) اما حتی این تکرارها نیز چیزی از ارزش کتاب و نویسنده اش نمی کاهد .البته شاید این مسئله از آن روی باشد که مقاله های این کتاب در سال های گوناگون نوشته شده است و "جرح و تعدیل" نویسنده نیز به حدی نبوده که به حذف آن ها بیانجامد.

از نقاط قوت کتاب به لحاظ ظاهری می توان به ویراستاری خوب و تقریبا عاری از اشتباه آن اشاره کرد که این روزها در بازار نشر بسیار نادر است. و از نقاط ضعف کتاب- که البته برخی پژوهشگران آن را چندان ضعف محسوب نمی کنند- نا متناسب بودن اندازه مقاله های کتاب است که برخی بلند(شعر مشروطه و زمینه ها... و درون مایه های شعر مشروطه)وبرخی کوتاه (روشنفکر:مشروطیت وامروز ،عشقی نظریه‏ها و نوآوری‏ها) است.