از زنان پیشگام ایرانی ؛ خدیجه افضل وزیری

نویسنده: مهرانگیز ملاح

ناشر: انتشارات تیراژه

چاپ اول 1385

قیمت:2800 تومان

تایک سده پیش کمتر زنی بخت این را می یافت که وارد صفحه های اغلب پرافتخار تاریخ شود.مگر انگشت شمار زنان پادشاهان وبزرگان،البته زنانی چون زنان شاهنامه و زنانی که از راه ادبیات به  وادی تاریخ گام نهادند را می توان از این حلقه بیرون دانست. این شاید به سبب تاریخنگاری مردانه  و مرد محور ما باشد که نوعی نگاه حذفی به زن دارد و حتی گاه یادکردن از زنان به سبب کینه و نفرت تاریخنگار از زنان برای بزرگنمایی معایب آنهاست. البته در دوره های نزدیکتر به روزگارما نیزچنین مسایلی را می توان دید ، زمانی که برخی به نام تعصب و غیرت از آوردن نام عروس در عقدنامه خودداری می کنند نمی توان انتظار داشت به زن تاریخساز با دیدی مثبت نگاه شود وبا ثبت کردن نام و سرگذشتش در سطور کتاب های تاریخی به ماندگار کردن او کوشید.

در چنین هنگامه ای زنان خود برای مانا  شدن تلاش می کنند و هر یک به نوعی می کوشند زن را وارد تاریخ کنند.یکی از این زنان "بی بی خانم استرآبادی" است که مادرش "خدیجه" ملاباجی دربار ناصرالدین شاه قاجار بود و او پس از آموختن دانش و آشنایی با حقوق خود،از زنان پیشگام در حوزه حقوق زنان در روزگار مشروطه شد. او که معتقد بود زن اگر دانش داشته باشد و به حقوق خود آگاه شود علاوه بر اینکه همسر و مادر خوبی خواهد بود، برای جامعه نیز مفیدتر خواهد شد؛ نخستین مدرسه دخترانه را با نام" دوشیزگان" تأسیس کرد. وی حتی وقتی  "آقاسیدعلی شوشتری" او را تکفیر کرد او از تلاش بازنماند و در نامه ای به مخبرالسلطنه هدایت( وزیر معارف) به شکایت و چاره جویی پرداخت و مدرسه را حفظ کرد.(ص 26) او برابری خواهی را از خانواده اش آغاز کرد  و برای اینکه دخترش هم بتواند مانند پسرانش درس بخواند او را با لباس پسرانه به مدرسه کمالیه فرستاد.(ص19) فرزندانی تربیت کرد که توانستند مایه فخر فرهنگ و هنر شوند. علینقی وزیری موسیقیدان بزرگی شد ،حسنعلی وزیری از بهترین شاگردان کمال الملک و خدیجه وزیری علی رغم زندگی سنتی اش روزنامه نگار و معلم خوبی شد. اما آنچه نام  بی بی خانم استرآبادی را در تاریخ روزگار قاجار بلندآوازه کرد رساله ای است که به نام" معایب الرجال" در پاسخ به رساله ضد زن "تأدیب نسوان" نوشت.

این کتاب که بخش هایی از آن از نوع تاریخ شفاهی است ،خاطرات خدیجه افضل وزیری است که در سال 1351 به وسیله پسرش حسینعلی ملاح ضبط شده و به وسیله مهرانگیز ملاح به نگارش در آمده است و در واقع در بردارنده زندگی سه زن از سه نسل است که هر یک به نوعی در تاریخ ایران به ایفای نقش پرداخته اند، بی بی خانم، خدیجه و مهرانگیز .

 بخش اول کتاب به زندگی  خدیجه و خاطراتش از"بی بی ِ نوآور" و تأسیس دبستان دوشیزگان اختصاص دارد. ازدواج ناخواسته و سنتی خدیجه که دختری تحصیلکرده  بود و مدتها در دبستان دوشیزگان و مدرسه "پرورش دوشیزگان" که خواهرش مولود بنا کرده بود، مشغول تدریس بود، نه تنها شوک عجیبی برای خود اوست بلکه خواننده کتاب نیز با تعجب با این مسئله روبه رو می شود. زندگی در یک محیط روستایی در مازندران و مشکلاتی که در ده سال زندگی در مازندران برای او پیش می آید سبب می شود در نهایت، بردباری از کف داده و همراه فرزندانش به تهران برگردد تا فرزندانش را به گونه ای دیگر تربیت کند.او درمطبوعات تهران از جمله شفق سرخ،ایران نو، شکوفه وعالم نسوان در دفاع از حقوق زنان مقالاتی می نویسد که در فصل سوم کتاب برخی از آنها آمده است.

فصل دوم کتاب به زندگی نامه کوتاهی از نویسنده کتاب( مهرانگیز ملاح) اختصاص دارد و فصل سوم دربردارنده پیوست ها ویادداشت ها است که به کوشش افسانه نجم آبادی گردآوری شده است. پیوست ها شامل نوشته هایی از بی بی خانم ،خدیجه وزیری و مولود وزیری است.در بخش یادداشت ها به توضیح برخی واژه های ناآشنا ومعرفی برخی از افرادی که در کتاب به آنها اشاره ای شده است، پرداخته شده است.

توصیفات جذاب و جانداری که خدیجه از مازندران در سال های پایانی حکومت قاجار و اوایل سلطنت پهلوی ارائه می دهد مانند تابلوهای نقاشی آنقدر دقیق است که خواننده به راحتی می تواند خود را در آن فضا تصور کند.از شیوه ساخت خانه ها و فضای داخلی خانه یک ارباب تا لباس زنان مازندران را در میان سخنان یک زن ریزبین و نکته سنج به وضوح می توان دید.

او نمونه ای از زنان پیشرو روزگار خویش است که در طول 89 سال زندگی با مشکلات و ناملایمات زندگی در عین سازگاری جنگیده است. در بخشی از کتاب با زنی روبه رو می شویم که  علی رغم داشتن روابط نسبتا خوب با هووهایش حسادت زنانه در او بیدار شده وعصیانگرانه می پرسد: " ... آیا ناموس پرستی تنها در حیطه ی احساسات مرد قرار دارد؟ آیا زن از احساسات بری است؟ آیا زن نباید مالک چیزی باشد؟ آیا زن انسان نیست؟ آیا حقوق و روابط زن یک جانبه نیستند؟اگر زنی نیم نگاهی به مرد بیگانه بیفکند مستوجب سرزنش است ولی مرد هر شب در بستری می گذراند و سربلند و مفتخر زندگی می کند .آیا قوانین در جهت ارضای هوس های مرد درست نشده است؟..." (ص 42)

کتاب نامه و نمایه ای که در پایان کتاب آمده است تقریبا خوب و کامل است. این کار که می توان آنرا از جمله کارهای پژوهشی خوب درحوزه تاریخنگاری زنان خواند، نخستین بار در سال 1375 در شیکاگو به چاپ رسیده است و می تواند گامی هرچند کوچک اما بسیار مؤثر در راه شناساندن زن و نقش او در تاریخ ایفا کند.