معرفی نویسنده


پروفسور هاید ماری کخ، ایرانشناس شهیر آلمانی از شاگردان برجسته والتر هینتس است. او در سال 1943 در آلمان غربی به دنیا آمد، تحصیلات خود را در آلمان تا فوق لیسانس ریاضی ادامه داد. اما دوستی همسر باستان­شناسش با پروفسور والتر هینتس سبب آشنایی آن­ها شد و این آشنایی دری تازه به جهان علمی او گشود. کخ به رشته­ی ایرانشناسی روی آورد و در سال 1984 م با رساله­ای به نام « امور دیوانی و اقتصادی فارس در زمان هخامنشیان » موفق به دریافت درجه­ی پروفسوری شد. وی در سال 1988 این رساله را به چاپ رساند. ماری کخ در دانشگاه ماربورگ به تدریس رشته ایرانشناسی اشتغال دارد. بیشتر کارهای کخ به بررسی الواح گلی یافته شده در تخت جمشید مربوط می شود، این الواح را در سال 1934 یافته است که از حدود سی هزار لوح تنها شش هزار لوح سالم مانده است. این الواح به خط میخی عیلامی است و بیشتر آنها از روزگار داریوش بزرگ ( 522- 486 پ.م ) بر جای مانده است. این الواح احتمالا بین سالهای 509 – 494 پ.م نوشته شده است و بیشتر یادداشت­های اداری است که بر پایه­ی نوشته­ی کخ : « این لوح­ها اطلاعات لازم را برای پاسخ به پرسش­های زیادی  در اختیار ما قرار می­دهد. اطلاعاتی نه تنها درباره­ی مسائل دیوانی، بل درباره­ی محیط، شیوه­ی زیست و زندگی روزمره­ی مردم،افراد و اقدامات اجتماعی، موقعیت زن، دین و آئین و رفتارهای مذهبی – فرهنگی و همچنین جغرافیا و اقتصاد. مورخ به هنگام بررسی این سندها پیوسته شگفت زده درمی­یابد که امپراطوری ایران باستان تا چه میزان سازمان یافته و از بسیاری جهات « مدرن » بوده است. ( ماری کخ، 1386: 10 )

ماری کخ به فرهنگ ایران و شیوه­ی پادشاهی هخامنشیان با دید تحسین می نگرد و گاه درباره ی آن بسیار متعصب است. اما دقت نظر و توانایی او سبب می شود آثار ماندگاری را خلق کند که حتی مخالفان تاریخ هخامنشی را به تحسین اثرش وادارد.

امیرحسین شالچی مترجم یکی از کتاب هایش درباره­ی وی می­نویسد : « کخ در کارهای پژوهشی خود، یک آلمانی اصیل است. باریک سنج، خشک و سخت گیر! کار خود را صددرصد پژوهشی گرفته، نه به زیبایی و پیرایش جمله­ها و نگارش دلبستگی دارد و نه به دلپذیرتر نمودن آن­ها و نه حتی چندان کوششی برای دریافتنی­تر ساختن نوشته­ی خود دارد. با این همه با این خانم کخ باید ساخت زیرا وی به کاری دست یازیده که هیچ ایرانشناسی با این گستردگی و شتابندگی بدان دست نیاخته و سرچشمه­هایی در دست دارد که دست هر پژوهشگری بدان نمی­رسد... » ( کخ، 1379: 7 )

برخی از آثار هاید ماری کخ:

- واژه نامه­ی ایلامی که به همراهی استادش والتر هینتس نوشته­اند.

- روابط دینی در زمان داریوش

- پارس در زمان داریوش

- اداره و اقتصاد مرکز سرزمین پارس روزگار هخامنشیان

- زندگی در پارس

- گنجینه­ای از سکاهای پارت خاوری ( به انگلیسی )

- مقاله­ی نگهبانان گنج شاهی و گنج خانه­های پارس

- مقاله­ی روابط دستمزدی در پارس دوران هخامنشی

- مقاله­ی مالیات در پارس هخامنشی

 

مقاله­ی خداشناسی و پرستش در عیلام و ایران هخامنشی ، با ترجمه­ی نگین میری در شما­ره­ی 11 مجله باستان پژوهی در پائیز 1382 به چاپ رسیده است.

کخ در این مقاله به معرفی ایزدان عیلامی می­پردازد، سپس بر پایه­ی لوح­های گلی تخت جمشید به ایزدان ایرانی ( در دوره هخامنشی )، کاهنان و مراسم قربانی کردن اشاره می­کند و درباره­ی ایزدان عیلامی و بابلی که در قلمرو هخامنشیان مورد پرستش بوده­اند سخن به میان می­آورد.

پرسپولیس پایتخت شاهان هخامنشی :

متن این کتاب به آلمانی است و دکتر اورسلا ویزه فیاض به تصحیح متن آن پرداخته است.

آتشی که نمیرد :

متن کتاب به نام « از اونتاش گال تا یزگرد » به معرفی کوتاهی از تاریخ ایران پیش از اسلام         می­پردازد. از تمدن عیلامی، پادشاهان انشان و شوش به عنوان نخستین پادشاهان ایران زمین می­نویسد، در امپراطوری پارس­ها چگونگی ساختن تخت جمشید و نگارش سنگ نوشته­ها و آفرینش سنگ نگاره­ها توسط داریوش بزرگ و خشایارشا را بررسی می­کند. کخ سلوکیان و پارتیان را به طورخلاصه معرفی می­کند و در معرفی ساسانیان از شهر بیشاپور و کاخ بزرگ شاپور اول، معبد آناهیتای بیشاپور و نقش برجسته­ها و سنگ­نوشته­های ساسانی می­نویسد . و در نهایت « در میانه­ی سده هفتم، آنگاه که ایران به دست اعراب مسلمان فتح شد ، عصری تازه آغاز گشت. اما شخصیت اصیل ایرانی، که قرن ها مهر خود را بر اشیاء و آثار هنری کوبیده و از بسیاری جهات پیش – اگر به حساب می­آمد، هنوز هم به نمودن اعجاز و جادوی خویش ادامه می­داد. هنرمندان، چالش وسیله بیان تازه­ی هنر اسلامی را پذیرفتند، و دیگر بار آثاری بی همتا و مثال زدنی آفریدند. » ( از متن کتاب )

از زبان داریوش :

این کتاب در ده فصل به روزگار پادشاهی داریوش بزرگ می­پردازد و شاید بیش از هر کتاب دیگری به الواح تخت جمشید نظر دارد. فصل اول به بررسی و نقد منابع می­پردازد.

فصل دوم با عنوان « لوح­های عیلامی تخت جمشید چه می­گوید » درباره­ی سازمان­های اداری، نظام مالیاتی و وضعیت اقتصادی در آن روزگار مسائلی را بیان می­کند.

فصل سوم « تاسیسات و بناهای با عظمت » به چگونگی بنای تخت جمشید و کاخ­های پارس نظری  می­افکند.

فصل پنجم به بررسی وضعیت زندگی مردم و شرایط اجتماعی می­پردازد. فصل ششم جایگاه زن در جامعه هخامنشی و هنر آن روزگار را بررسی می­کند. در فصل هفتم، ارتش و مسائل نظامی مورد توجه قرار گرفته است، فصل هشتم با نام « کشاورزی » به بررسی زمین های کشاورزی، قراردادهای اجاری و وضعیت تغذیه مردم آن روزگار می­پردازد.

فصل دهم به دین پرداخته، از دین دولتی، خدایان ایرانی، عیلامی و بابلی، آداب و رسوم کفن و دفن و آرامگاه داریوش سخن به میان آورده است.

و در فصل دهم و در « نگاه نهایی » کخ می­نویسد: « این همه تامین اجتماعی که لوح های دیوانی هخامنشی گواه آن است برای سده­ی ششم پ.م دور از انتظار است. چنین رفتاری، که فقط می­توان آن را مترقی خواند، نیازمند ادراک و دورنگری بی پایانی بوده است و مختص شاه و مقتدر و بزرگی است که می­گوید: من راستی را دوست دارم » ( کخ، 1386: 346 )

فرهنگ ایران در روزگار هخامنشیان پرداخته است و داریوش و اصلاحات وی را ستوده است، اما در نگاهی کلی کتاب بسیار سودمند و علمی است و به حق یکی از برترین پژوهش­ها در حوزه هخامنشی شناسی است.

پژوهشهای هخامنشی :

 در واقع مجموعه مقالاتی است كه ماری كخ درباره­ی تاریخ هخامنشیان نوشته است، سه مقاله از پنج مقاله­ی گردآمده در این كتاب بر پایه­ی الواح گلی تخت جمشید است، كخ در این مقالات در تلاش است با یاری گرفتن از اسناد دیوانی بازمانده از روزگار هخامنشیان در پژوهش در این حوزه طرحی نو افكند.

نوشتار نخست كه در این كتاب آمده است « شارستان­های فرمانروایی هخامنشی » نام دارد با توجه به اسناد سفر كه مربوط به شهرهایی ست كه در میان الواح گلی از آن­ها نام برده شده است به معرفی ایلام، ماد، پوروش، مكه، آراخوزیه، آرییه، پارت، باختریه ( سغد، مرگینه و خوارزمیه) گنداره، هند و سوریه می­پردازد.

مقاله دوم : « شورش گوماته و نخستین پیكارهای داریوش » نیز با توجه به همان الواح نتیجه­گیری می­كند : كرمان « تكیه گاه گوماته و هیزداته بوده است . هر دو كوشیدند كه كانون بنیادین فرمانروایی هخامنشی یعنی پاسارگاد و منطقه تخت جمشید را فراچنگ آورند. از سوی دیگر آنان به هیچ روی خود را از چیرگیشان آن اندازه مطمئن نمی­یافتند كه از این گونه جای­ها، برای نمونه در بخش­های اپاختری ماد جایی كه تا هنوز چشم انداز نیسایه با دژ سنگی كاوش می شد فاصله­ای پرواانگیز بگیرند. گوماته باید درست در نزدیك پاسارگاد شكست خورده باشد و هیزداته خود را در منطقه یتخت جمشید شاه خوانده است. »(كخ،1379: ص 57 )

كخ در مقاله « درگاه شاه و تاسیسات تخت جمشید » به مسأله­ی پایتخت­های چندگانه­ی هخامنشیان پرداخته و دربار داریوش را به تصویر می كشد كه چگونه شاه « در كنار زیردستان خود بوده است. و در چنین فرصتی نه تنها پیشكش­ها می­توانستند تقدیم شوند، كه شاه هم زمان دارایی و درخشندگی ارتشش یعنی  همه­ی نیروی برتری خود را به نمایش می­گذاشت. » ( كخ، 1379: 84 )

نویسنده با بهره گیری از اسناد اداری به سالهای پانزدهم، هفدهم تا بیست و هشتم پادشاهی داریوش نگاهی می­افكند و در تلاش است تصویر روشن از آن روزگار ارائه دهد و سفرهای شاه و درباریانش را از پایتختی به پایتخت دیگر به تصویر بكشد . او این تصاویر را مانند یك نقاشی زیبا و جاندار به خواننده هدیه می­كند تا حدی كه خواننده خود را  در آن فضا حس می­كند.

كخ در پایان نتیجه می­گیرد : « اگر بگوییم شاه هر سال یك جور هماهنگی را در درگاه نگه می­داشته، آنگاه می­توانیم سندها را در سال­های جداگانه به خوبی كامل كنیم و به برآیندهای زیرین برسیم:

1-     جشن سال نو در تخت جمشید برپا می­شده است.

2-      سپس شاه و دربد بسیار زود به شوش بازمی­گشته­اند، چون هوای فارس ظاهرا با  درنگ طولانی­تری سازگار نیست.

3-      در ماه سوم درگاه دوباره به فارس برده می­شد و تا ماه نهم همان جا می­ماند.

4-   در ماه هشتم یا نهم شاید در زمانی از پیش تعیین شده كه باید میان هفتم و هفدهم نوامبر باشد، جشن بزرگی در پاسارگاد و باز یك چنین جشنی كمی پسانتر ( بعدتر) میان بیست و هشتم دسامبر و چهارم ژانویه در ابیشتافته برپا می­گردد. این جشن­ها شیپ نام دارند، یعنی با واژه مترادف« پرستش » در زبان ایلامی باستان مشخص می­شوند. این جشن هر سال در هر دو محل مرتب برگزار می­گشت و همیشه از سوی دربد آرسته می­شد. تنها در سال بیست و پنجم كه فرنكه به گونه­ای هویدا از كار دیوانی ناپدید می­گردد، شاید چون درگذشته بوده، دربد یار آن را بر دوش می­گیرد. شیپ با جشن­های بزرگ قربانی كارمندان و كارگران پیوسته است. چون این جشن مرتب در زمان برینی( معینی ) در پاسارگاد برگزار می­گردیده و بالاترین كارمند درون كشور آن را می­آراسته، آدم می­گراید به این كه آن را آیین قربانی كه در پیوند تنگاتنگ با فرمانروایی شاه است، بداند. برای نمونه می­تواند روز پیروزی كورش بزرگ یا روز تاجگذاری داریوش بزرگ باشد. مگر ( اما ) این­ها تنها گمانند، چون چیزی نیست كه با تكیه بر آن بتوان سخنی گفت. جشن كرامند دیگری از همین دست، باید در ابیشتافته برگزار شده باشد. به هر روی می­نماید كه شاه تا برگزاری این جشن ها در فارس مانده باشد.

5-     در ماه نهم شاه باز در دهه­ی شوش است، اما گاهی راهی را كه از منطقه جنوبی شیراز می گذرد، برگزیده است.

6-     سپس تا پایان سال در شوش است، تا تازه اندكی پس از روز سال نو باز به تخت جمشید بكشد.

« برنامه بندی پلكان اپدانه­ی تخت جمشید» عنوان مقاله­ی چهارم این كتاب است كه نویسنده به معرفی اقوام مختلف كه در این پلكان به تصویر كشیده شده­اند می­پردازد: « 1. مادها   2. ایلامی­ها   3. ارمنی­ها   4. پارت­ها   5. بابلی­ها   6. لیدیه­ای­ها   7. آرییه­ای­ها   8. سوری­ها   9. كپدوكیه­ای­ها   10. مصری­ها   11. سكاها ( كلاه بلندان )   12. ایونی­ها   13. باختریه­ای­ها   14. ستتگیدیه­ای­ها و گنداره ای­ها   15.  درنگیه­ای­ها و آراخوزیه­ای­ها    16. سگرتیه­ای­ها   17. سغدی­ها و خوارزمیه ای­ها   18. هندی ها   19. عرب­ها   20. كری­ها   21. لیبیایی­ها   22. اتیوپیایی­ها »( كخ، 1379: 105-89)

آخرین مقاله­ی این كتاب در واقع به تاریخ پوشاك در ایران روزگار هخامنشی برمی­گردد و به معرفی كلاه­هایی كه در آن دوره از آن­ها استفاده می­شده اختصاص دارد.

1.     كلاه گوی دیس ( كروی )

2.     كلاه پرین

3.     كلاه های چوگان

4.     باشلق

در یك نگاه كلی این كتاب می­تواند راهگشای پژوهش­های نوینی در حوزه هخامنشی شناسی باشد و همچون دیگر كارهای هاید ماری كخ در این حوزه اثر ارزشمندی به شمار می­رود.

 

 منابع

 

- کخ ،هاید ماری. از زبان داریوش ، مترجم : پرویز رجبی، چاپ دوازدهم مهر 1386 ، نشر کارنگ

-كخ ، هاید ماری. پژوهش های هخامنشی ، ترجمه امیر حسین شالچی ، بهار 1379 ، تهران:  نشر آتیه

- کخ ،هاید ماری. آتشی که نمیرد ،عکس منصور صانع ، ترجمه : دکتر محمدرضا پرهیزگار،1379، ناشر منصور صانع ،

- کخ ،هاید ماری. پرسپولیس پایتخت شاهان هخامنشی، به همراه عکسهایی از افشین بختیار، چاپ: سازمان چاپخانه و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی / چاپ اول 1376

-  كخ، هاید ماری. " خداشناسی و پرستش در عیلام و ایران هخامنشی" ، ترجمه ی نگین میری، شماره 11 ،مجله باستان پژوهی ، پائیز 1382