پدرخوانده ای برای تاریخ                                            

فرشید ابراهیمی

انتشارات ابریشمی فر

چاپ نخست 1389

همه ما هرودوت را به نیكی یا بدی، كم و بیش می شناسیم، چرا كه سال  هاست  تاریخنگاران ایرانی به پیروی از تاریخنگاران غربی ناگزیر گشته اند از"تواریخ" وی بهره گیرند و حتی این پیروی تا آنجا پیش رفته كه برخی لقب " پدر تاریخ" كه سیسرون به هرودوت هدیه كرده بود را در حق وی پذیرفته و با غربی ها هم صدا شوند كه نوشته های هرودوت نخستین تاریخ نوشته شده درباره ء ایران كهن ،به ویژه ایران روزگار هخامنشی است. در حالیكه كمی اندیشه در درونمایه ء سنگ نوشتهء بیستون پژوهشگر را وامی دارد كه داریوش یكم را به عنوان نخستین تاریخنگار بپذیرد.

فرشید ابراهیمی پژوهشگر جوانی است كه با بهره گیری از منابع دست اول و قابل تكیهء فارسی و لاتین در اندیشه ء بازنمایاندن چهرهء راستین هرودوت است. وی در پیشگفتار كتابش مینویسد: "این جستار نیز فراخوانی است بر ویرایش و بازنگری تاریخ هخامشیان از آلایش های یكسونگرانه و پیرایش آن از بغض و كینه ها.

یادآوری بایستگی ویرایش تاریخی كه پس از سده ها ،این بار به دست وارثانش انجام میگیرد." (ص16)

گرچه این بازنگری را پیش از ابراهیمی ، ذبیح بهروز و امیر مهدی بدیع آغاز كرده بودند ،ولی پژوهشی كه وی انجام داده نخستین نقد مستقلی است كه در ایران بر تواریخ هرودوت نوشته شده است و حتی می توان آنرا با نقدی كه "اسپنسر دی اسكالا" پژوهشگر آمریكایی بر این كار نوشته مقایسه كرد.

شجاعت و جسارت ابراهیمی در این نقد جای ستایش دارد ولی در پیشگفتار گاه می بینیم كه وی بی پرواتر از یك نقاد منصف ، دست به قلم می برد و برخی پژوهشگران را كه شاید ناآگاهانه دیدی نسبتا  مثبت به هرودوت دارند،به سختی محاكمه میكند! حال آنكه اثر هرودوت از دیدگاه مردم نگاری و انسان شناسی خالی از سود نمی تواند باشد و حتی ارزش ادبی  نوشته های وی را  نمی توان نادیده گرفت، چرا كه شخصیت ادبی او پرورده سنت شفاهی آتن است كه سخنوران و داستان پردازان بزرگی را تربیت كرده است.بر این بنیاد حتی اگر نوشته های وی را داستان بدانیم وی نویسنده ای خلاق است.

ابراهیمی ابتدا تاریخ نویسی و تاریخ نویسان یونان باستان را برای آشنایی بیشتر خواننده با فضای فكری روزگار هرودوت مورد بررسی قرار داده، سپس به كیستی وی می پردازد و دیدگاه نویسندگان یونانی را نسبت به هرودوت و نوشته هایش بیان می كند.

در بخش چهارم این كتاب با "شگفتی ها و ویژگی های تاریخ هرودوت" روبه رو می شویم كه به راستی نوشتار جالبی است.نویسنده سپس به بیان " نگاه هرودوت به ایرانیان " می پردازد و به خوبی از پس نقد این دیدگاه های ناآگاهانه و گاه مغرضانه ء هرودوت بر می آید.

بخش ششم به بازنمایی یك دروغ تاریخی می پردازد و با توجه به شواهد باستان شناسی و اكتشافات جدید ماجرای كشته شدن گاو آپیس به دست كمبوجیه را روشن می سازد.این بخش در واقع پاسخ  این پرسش است كه چگونه ممكن است یكی از شاهان هخامنشی كه به تسامح در امور مذهبی شهره بوده اند دست به چنین كاری بزند و چنین بی احترامی و اهانتی را نسبت به مردمی كه تابع حكومت وی كشته اند روا بدارد؟!

شاید مهمترین بخش این كتاب "افسانهء جنگ های مادی در تاریخنگاری غربی" باشد كه بیشترین حجم این كتاب را به خود اختصاص داده ،همانگونه كه داستان های جنگ های مادی در نوشته های هرودوت بسیار مفصل بیان شده و به اعتقاد برخی هدف اصلی "تواریخ" ،همانا ثبت داستان این نبردهاست. البته شاید هدف اصلی ابراهیمی نیز روشن كردن حقیقت این داستان های افسانه گونه باشد.

نویسنده در پایان از نسخه پردازی بیزانسی ها می نویسد ، وی معتقد است آنچه كه امروزه به عنوان "تواریخ هرودوت" می شناسیم ، یادگار بیزانسی ها در دورهء رنسانس است. " با این نگاه برآنیم تا در پی شناخت این نگرش بكوشیم كه نسخه های تواریخ و روند نسخه پردازی های نگارش های گوناگون آن از سده های دور تا به امروز به وسیله ء دانشمندان یونانی- غربی ، همگام با دیدگاه پان هلنی و ستایشگرانه و یكسونگرانه انجام شده كه تهی از راست پنداری  تاریخی می باشد و این انگیزه ای نمایان از برنامه ریزی آرمان های پیروزی تاریخی تمدن غرب است بر شرقیان كه برابر با گفتار هرودوت  نماد بربریت،درنده خویی، نادانی و خودكامگی بودند." (ص133)

به هر روی این كتاب پژوهشی نو و تامل برانگیزاست كه شاید باخواندن آن فرزندان ایران در نوشتن تاریخ كهن این سرزمین محتاط تر از پیش دست به دامان بیگانگان شوند! ودر شناختن و شناساندن تاریخ و فرهنگ ایران زمین بیش از پیش به داشته های علمی ایران و ایرانی تكیه كنند.