نویسنده: عبدالرضا هوشنگ مهدوی

انتشارات علمی
چاپ دوم 1384
شمارگان 1650
بها2650

همانطور که از نام کتاب بر می‌آید نویسنده در تلاش است نگاهی هرچند کوتاه داشته باشد به زندگی و مبارزات برخی از یاران دکتر مصدق که در طول مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت همواره یاریگر ایشان بوده اند و در راه به بار نشستن مبارزات ملی از هیچ کوششی دریغ نکرده اند و برخی از آنان برای مدتی  پست هایی همچون وزارت را به عهده گرفته‌اند.

در پیشگفتار کتاب معرفی کوتاهی از احزابی همچون حزب ایران ،حزب زحمتکشان ایران و حزب ملت ایران که   در دوران نهعضت ملی نقش عمده ای ایفا کرده اند میخوانیم و اشاره‌ای می‌شود به مهمترین  کارهایی که دکتر مصدق و همکارانشان در دوره ی 28 ماهه ی حکومت ملی انجام داده اند، در ادامه سرگذشت 20 تن از  یاران دکتر مصدق را می خوانیم که بیشتر این افراد در تشکیل جبهه ی ملی نقش داشته‌اند از همین روی خواننده ی این کتاب می‌تواند تاریخچه ی مختصری از جبهه‌ی ملی و احزاب تشکیل دهنده ی آن را نیز در میان سرگذشت بزرگمردانی همچون دکتر غلامحسین صدیقی، داریوش فروهر، مهندس احمد رضوی و دیگران  به دست آورد. تمام کسانی که در این کتاب به آنها پرداخته شده است در تاریخ معاصر ایران نقش به سزایی را ایفا کرده اند از جمله دکتر شاپور بختیار که آخرین نخست وزیر حکومت پهلوی بود یا مهندس مهدی بازرگان که پس سرنگونی نظام شاهنشاهی در ایران ریاست دولت موقت را به عهده گرفت ولی کارشکنی‌ها، ایشان را به استعفا واداشت  و یا دکتر حسین فاطمی که پس از کودتای ننگین 28 امرداد ماه 1332 از بین یاران دکتر مصدق تنها کسی بود که اعدام شد ولی پیش از شهادتش آخرین خواسته اش دیدار با پیشوایش بود او در واپسین سخنانش مهر به میهن را سرودی جاودانه کرد:
"من از مرگ ابایی ندارم آنهم چنین مرگ پر افتخاری من می میرم که نسل جوان ایران از مرگ من درس عبرتی گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کند و نگذارد جاسوسان اجنبی بر این مملکت حکومت کنند من در سفارت انگلیس را بستم غافل از اینکه دربار هست انگلستان سفارت لازم ندارد (از متن کتاب صفحه ی 183)

نثر کتاب بسیار ساده و روان است اما اشتباهات چاپی فراوان آن را نمی‌توان نادیده گرفت. این کتاب برای کسانی که به اندک دانستن قناعت می کنند بسیار سودمند است  چرا که (همانطور که نویسنده در پیشگفتار آورده است) معرفی‌ها بسیار کوتاه است  در حالیکه شاید بتوان درباره‌ی هر یک از افراد کتابی مستقل نوشت، مثلا فردی  پرحاشیه و جنجالی مانند کریم سنجابی چگونه می‌تواند در چند صفحه بگنجد و خلاصه شود؟ اما این روایت های تاریخی نیز از داوری نگارنده به دور نمانده و گاه آشکارا بی‌طرفی مورخ نادیده انگاشته شده است هر چند  از دید برخی تاریخنگاران بی‌طرفی مورخ رویایی بیش نمی‌تواند باشد.

پ.ن:این نوشتار پیشتر در "ایران بوم"منتشر شده است