آنچه در پی می آید پاسخ خرده گیریهای یکی از دوستانم است به نقد شماره ۳ شاید دیگرانی هم چنین اندیشیده باشند.دوست گرانقدری خرده ها گرفتند که سبب شد حاشیه فراتر از متن رود هرچند گفته هایشان را به گوش جان شنیدم وبه آنها اندیشیدم ولی مدتها چشم به راه نوشتاری بودم از خرده گیریهاشان که شوربختانه به هر روی ایشان نخواستند بر آگاهی اندک دوستشان بیفزایند تا شاید اگر دگرباره نوشتن را جسور شد راه نادرست!؟نپیماید.

پیش از هر چیز باید یادآور شوم در آن نوشته به هیچ روی قصد نداشتم کارهای بزرگ دوستانم را کوچک جلوه دهم که آن تب تند مرا هم گرفت وشاعرکی شدم ودرزمستان۸۳برای خلیج همیشه فارس سرودم:

بیا به نام وطن قصه های نو سازیم         

به یاد فر کیان صد ترانه پردازیم

اگر که ننگی ورنگی به دامنش افتد         

دگر بس است صبوری به گریه آغازیم

ربوده خواب گرانی من وتو و  ما را            

شکسته ساز دل ومطربان بی سازیم

ز قادسیه چه گویم که جان گدازد باز     

 زرنج تازه همان سان به قصه دمسازیم

نگر که سوگ سیاوش چه ساده شد اینک! 

ز ننگ نام "عرب" بر" خلیج "جان   بازیم ...

کمی بی انصافی است اگر...

اما در پاسخ آن دوست:

 ۱ـ یادمان نرود عمریست مارا از واژه ترسانده اند ولی "نقد"ها همواره ویرانگر نیستند.اگر از دریچه ای دیگر به این واژه بنگریم شاید سازندگیش بیش از ویرانگریش به چشم آید.

۲ـ اگر ما اشتباه کردیم وبه آن پی بردیم،بهتر آنست که خود به نقد کار خویش بنشینیم وکاستی ها و شاید ناراستی های کارمان را بر طرف کنیم پیش از آنکه دیگران با زبانی شاید تلخ به ما خرده بگیرند ویا ما را به نیشخند بنشینند.

۳ـ پرسیده بودید "خودمان" کیست؟ این نقدها بر هر کسی است که خود را در برابر ایرانزمین ذره ای مسئول میشمارد وآرزوی سربلندی این کهن دیار را به دل می پروراند ـ حتی اگر به گفتار ـ که ما خود واژه ی "ملی گرا" را بر خود نام نهادیم، نمیدانم تا چه اندازه درست می تواند باشد؟؟؟

۴ـ خرده گرفته بودید که چرا نوشته ای : "چرا در دیگر سرزمینها اعتراض نکردیم"؟ شما خود بهتر از من میدانید که اعتراض همواره به معنای گردهم آیی نیست ، ما می توانستیم اعتراضمان را در قالب یک بیانیه ی بین المللی (مثل همان صدها نمونه ای که در گوشه و کنار ایران امضا کردیم)به گوش ستیزندگان این جاوید نام برسانیم یا به جای صدها تارنگار (که خودمان هم کمتر نوشته های همدیگر را می خوانیم!)چند تارنگار یا سایت گروهی به دیگر زبانها راه اندازی کنیم تا شاید دیگران از حقانیت ادعاهایمان آگاه شوند وآن را باور کنند البته کار دوستانی که در پی راه اندازی سایت بین المللی خلیج فارس هستند جای ستایش دارد همانگونه که کار آنهایی که برای اثبات این نام به گوگل یک میلیون امضا جمع کردند بسیار به جا و ستودنی است.

۵ ـآنجا که بر من خرده می گیرید در نوشته ام بارها نام جعلی را به کار بردن خود نوعی تبلیغ این نام است ،مگر نه اینکه ما در تک تک نشست ها و بیانیه هایمان چنین کردیم و پاسخی نداشتیمش؟!؟! باشد که اشتباهمان را به تکرار ننشینیم.

و اما در پایان باز یادآور می شوم آن نقد به هیچ روی کم ارزش خواندن تلاشهای بزرگ دوستان بزرگوارم نیست ولی به راستی کدام ایرانی حقیقت خلیج فارس را نمی دانست؟؟؟